12 م. رساله در رد پاپ كلمنس ششم.
13. درباب اختيارات پاپ و امپراتور. درحدود 1339 - 1342 نوشته شده است.
13 م. درباب قدرت امپراتوري و پاپ. درحدود 1346ـ1347 نوشتهشده و ظاهراً غيراز شمارهٴ 13 است.
14. رساله درباب حق قضاوت امپراتور در امور زناشويي. در سال 1342 نوشته شده است.
15. گفتوگو ميان استاد و شاگرد (1476). رسالهٴ مشروحي درباب بررسي همهٴ مسايل موجود در كشمكش ميان امپراتور و پاپ، كليسا و دولت، كه شامل تمام يا قسمتي از برخي رسالات سابقالذكر ميشود (يا قرار بوده بشود)، ولي به اتمام نرسيده است. متني كه بهدست ما رسيده، در سال 1343 موجود بوده است.
16. جدال دبير و سپاهي (1470). احتمالاً مجعول. آن را به پيير دو بوا هم نسبت دادهاند.
اين رساله به انگليسي ترجمه شد و ترجمهٴ انگليسي دوبار در نيمهٴ اول سدهٴ شانزدهم چاپ شد.
د) گوناگون 17. محراب مقدس (حدود 1490).
18. درباب جسم مسيح (1491). اين دو رساله را احتمالاً آكمي براي اين نوشته تا ثابت كند كه ملحد نيست.
19. صد گفتار الاهي (1495). توضيح مختصر يكصد مسئلهٴ كلامي.
20. رساله درباب اصول الاهيات (مشكوك).
اين فهرست احتمالاً ناقص است (دستكم از لحاظ آثار سياسي). يا دستكم بايد عناوين متعدد ديگري جز شمارهٴ 16 داشته باشد. از اين رو بيشتر نمونهوار است تا نهايي. نقد و تحليل متون هنوز كمتر از آن كامل شده كه بتوان درباهٴ آثار آكمي در كليتشان داوري كرد، يا بهترتيب زماني بتوان مرتبشان ساخت. آنچه ميتوان گفت اين است كه شرح بر
عبارات مقدم بر سال1324و ساير آثار فلسفي او، از جمله منطق، احتمالاً مربوط به دورهٴ اوليهٴ زندگي اوست (پيش از سال 1324 يا 1328)، در حالي كه آثار سياسي (گروه ج) بي شك مربوط به پس از سال1330است. يك چاپ انتقادي از منطق او بهويژه لازم است؛ ممكن است ثابت شود كه آكمي در دوران اقامتش در مونيخ (1330 ـ 1349) به نوشتن آن ادامه ميداده است. دو دليل براي يك چنين احتمالي وجود دارد: اولاً حجم آثار فلسفي و منطقي او چنان زياد است كه دشوار ميتوان پذيرفت آنها را پيش از سال 1324 يا 1328 نوشته باشد؛ ثانياً به نظر ميرسد فعاليت سياسي او از سال 1342 يا 1346 متوقف شده باشد.
3. منطق. عقايد ويليام درمورد منطق بيشتر در كتاب فوقالذكر او (در بخش ب) يافت ميشود، ولي در ساير آثارش هم مانند شرحش بر
عبارات يا
توضيحالمسايل آنها را ميتوان يافت.
مهمترين مآخذش ارسطو و فرفوريوس، سپس بهصورت جنبي بوئتيوس، يحيي دمشقي، ابن سينا، قديس آنسلم، ابن رشد، رابرت گروستست و پدروي اسپانيايي است. از طرف ديگر،